یقین وتقوی قسمتدوم
77- از ابوهريره رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: مردمی به بهشت داخل می شوند، که دلهای شان مثل دلهای پرندگان است.
ش: در اين حديث اشاره بر اين است که مانند پرندگان که جهت حصول رزق تدبير ننموده وخداوند تبارک و تعالی برای شان وصول رزق را با اينکه آنان ضعيف و حيلهء شان کم می باشد، ميسر و فراهم می گرداند، آنها متوکلی اند، يا اينکه دلهای شان نرم و رقيق است.
78- الْخَامِس: عنْ جَابِرٍ رضي اللَّهُ عنه أَنَّهُ غَزَا مَعَ النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قِبَلَ نَجْدٍ فَلَمَّا قَفَل رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قَفَل مَعهُم، فأدْركتْهُمُ الْقائِلَةُ في وادٍ كَثِيرِ الْعضَاه، فَنَزَلَ رسولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، وتَفَرَّقَ النَّاسُ يسْتظلُّونَ بالشجر، ونَزَلَ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم تَحْتَ سمُرَةٍ ، فَعَلَّقَ بِهَا سيْفَه، ونِمْنَا نوْمةً ، فإذا رسولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يدْعونَا، وإِذَا عِنْدَهُ أعْرابِيُّ فقال: « إنَّ
هَذَا اخْتَرَطَ عَلَيَّ سيْفي وأَنَا نَائِم، فاسْتيقَظتُ وَهُو في يدِهِ صَلْتا، قال: مَنْ يَمْنَعُكَ منِّي؟ قُلْت: اللَّه ثَلاثاً » وَلَمْ يُعاقِبْهُ وَجَلَس. متفقٌ عليه.
وفي رواية : قَالَ جابِر: كُنَّا مع رسول اللِّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم بذاتِ الرِّقاع، فإذَا أتينا على شَجرةٍ ظليلة تركْنَاهَا لرسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، فَجاء رجُلٌ من الْمُشْرِكِين، وسيف رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم مُعَلَّقٌ بالشَّجرةِ ، فاخْترطهُ فقال: تَخَافُنِي؟ قال: « لا » قال: فمَنْ يمْنَعُكَ مِنِّي؟ قال: «اللَّه».وفي رواية أبي بكرٍ الإِسماعيلي في صحيحِه: قال منْ يمْنعُكَ مِنِّي؟ قال: « اللَّهُ » قال: فسقَطَ السَّيْفُ مِنْ يدِه، فأخذ رسَول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم السَّيْفَ فَقال: «
منْ يمنعُكَ مِنِّي؟ » فَقال: كُن خَيْرَ آخِذ، فَقال: « تَشهدُ أنْ لا إلَه إلا اللَّه، وأنِّي رسولُ اللَّه؟ » قال: لا، ولكِنِّي أعاهِدُك أن لا أقَاتِلَك، ولا أكُونَ مع قوم يقاتلونك، فَخلَّى سبِيله، فَأتى أصحابَه فقال: جِئتكُمْ مِنْ عِندِ خيرِ النَّاس.
78- از جابر رضی الله عنه روايت است که:
وی با پيامبر صلی الله عليه وسلم بسوی نجد به جهاد رفت، چون ايشان از غزوه بازگشتند، من هم همراه شان باز گشتم. هنگام قيلوله (خواب نيمروز) به واديی رسيدند که بسيار خار داشت. آنحضرت صلی الله عليه وسلم زير درخت طلحی فرود آمده، شمشير خود را بر آن آويزان نموده، لحظهء خوابيدند. ناگهان متوجه شديم که پيامبر صلی الله عليه وسلم ما را می خواهند و در کنار شان اعرابيی ايستاده ا
ست. رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: اين شخص شمشير مرا از غلاف کشيده و من خواب بودم، ناگهان بيدار شدم و ديدم که شمشير برهنه در دستش قرار دارد. به من گفت: کی ترا از من باز می دارد؟ من سه بار گفتم الله، و وی را توبيخ و مجازات ننموده نشستند.
در روايتی جابر رضی الله عنه گفت: ما با پيامبر صلی الله عليه وسلم به غزوهء ذات الرقاع رفته بوديم، چون به درختی سايه دار می رسيديم آنرا برای پيامبر صلی الله عليه وسلم می گذاشتيم. مردی از مشرکين آمد، در حاليکه شمشير رسول الله صلی الله عليه وسلم به درخت آويزان بود، وی آنرا گرفته و گفت: از من نمی ترسی؟فرمودند: نه!
گفت: چه کسی ترا از من باز می دارد؟
فرمودند: الله
و در روايتی در صحيح اسماعيلی آمده: آن مرد گفت: چه کسی ترا از من باز می دارد؟
فرمودند: الله. سپس شمشير از دست او افتاد. رسول الله صلی الله عليه وسلم شمشير را گرفته فرمود: آيا شهادت می دهی که معبود برحقی جز الله نيست و من رسول خدايم؟
گفت: نه! ولی با تو پيمان می کنم، که با تو نجنگم و با کسانی که با تو بجنگند همراهی نکنم. پيامبر صلی الله عليه وسلم او را رها کردند. بدنبال آن، وی نزد رفقايش رفته گفت: من از نزد بهترين مردم پيش شما آمدم.
79- السادِس: عنْ عمرَ رضي اللَّهُ عنه قال: سمعْتُ رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقُولُ: « لَوْ أنَّكم تتوكَّلونَ على اللَّهِ حقَّ تَوكُّلِهِ لرزَقكُم كَما يرزُقُ الطَّيْر، تَغْدُو خِماصاً وترُوحُ بِطَاناً» رواه الترمذي، وقال: حديثٌ حسن.
79- از عمر رضی الله عنه روايت است که گفت:
شنيدم پيامبر صلی الله عليه و سلم را فرمود: اگر شما بنحوی که شايسته است بر خدا توکل و اعتماد کنيد، همانا شما را خداوند مانند مرغان که صبح گرسنه بر می آيند و شام سير باز می گردند، روزی می دهد.
ش: امام بيهقی در شعب ايمان بيان می دارد که: اين حديث دال بر اين نيست که انسان به کسب روزی و رزق تلاش نورزيده و بر جای بنشيند، بلکه اين را افاده می
نمايد که بايد تکاپو و سعی خويش را بدارد. چنانچه پرندگان نيز وقتی احتياج به غذا دارند، در طلب آن بر می آيند. البته در همهء موارد توکل بر خدا را بايد از نظر دور نداشت، رفتن در پی رزق و در تصرف، و غيره و بر اين باور شد که خير از سوی خدا و با قدرت وی می باشد.
80- السَّابِع: عن أبي عِمَارةَ الْبراءِ بْنِ عازِبٍ رضي اللَّه عنهما قال: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « يا فُلان إذَا أَويْتَ إِلَى فِرَاشِكَ فَقُل: اللَّهمَّ أسْلَمْتُ نفْسي
إلَيْك، ووجَّهْتُ وجْهِي إِلَيْك، وفَوَّضْتُ أمري إِلَيْك، وألْجأْتُ ظهْرِي إلَيْك. رغْبَة ورهْبةً إلَيْك، لا ملجَأَ ولا منْجى مِنْكَ إلاَّ إلَيْك، آمَنْتُ بِكِتَابِكَ الَّذي أنْزَلْتَ، وبنبيِّك الَّذي أرْسلت، فَإِنَّكَ إنْ مِتَّ مِنْ لَيْلَتِكَ مِتَّ عَلَى الْفِطْرَةِ ، وإنْ أصْبحْتَ أصَبْتَ خيْراً » متفقٌ عليه.
وفي رواية في الصَّحيحين عن الْبرَاء قال: قال لي رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « إذَا أتَيْتَ مضجعَكَ فَتَوَضَّأْ وُضُوءَكَ للصَّلاَةِ ، ثُمَّ اضْطَجِعْ عَلَى شِقِّكَ الأيْمَنِ وقُل: وذَكَر نحْوَه ثُمَّ قَالَ وَاجْعَلْهُنَّ آخرَ ما تَقُولُ » .80- از ابو عماره براء بن عازب رضی الله عنهما روايت است که گفت:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: ای فلانی زمانی که به بستر خوابت قرار گرفتی بگو: بار خدايا خود را به تو سپردم، و رويم را بسوی تو نمودم، و کارم را به تو سپردم، و بر تو اتکا کردم از روی بيم و اميد از تو هيچ گريزگاه و پناهگاهی از تو جز بخودت وجود ندارد. ايمان آوردم به کتابی که فرستادی و پيامبری که مبعوث کردی. اگر تو
همان شب بميری بر اصل فطرت می ميری و اگر صبح کنی به خير می رسی.
در روايتی در صحيحين از براء رضی الله عنه روايت شده که پيامبر صلی الله عليه وسلم برايم فرمود: هرگاه تصميم گرفتی بخوابی همانند وضويت برای نماز وضوء کن. سپس بر پهلوی راست قرار گرفته بگو: حديث را ذکر نمود و در آخر افزود، اين دعا را آخر سخنت قرار ده.81- الثَّامِن: عنْ أبي بَكْرٍ الصِّدِّيق رضي اللَّه عنه عبدِ اللَّه بنِ عثمانَ بنِ عامِرِ بنِ عُمَرَ ابن كعب بن سعد بْنِ تَيْمِ بْن مُرَّةَ بْنِ كَعْبِ بْن لُؤيِّ بْنِ غَالِب الْقُرَشِيِّ التَّيْمِيِّ رضي اللَّه عنه وهُو وأبُوهُ وَأُمَّهُ صحابَةٌ ، رضي اللَّه عنهم قال: نظرتُ إلى أقْدَامِ المُشْرِكِينَ ونَحنُ في الْغَارِ وهُمْ علَى رؤوسنا فقلت: يا رسولَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ أحَدَهمْ نَظرَ تَحتَ قَدميْهِ لأبصرَنا فقال: « مَا ظَنُّك يا أبا بكرٍ باثْنْينِ اللَّهُ ثالثُِهْما » متفقٌ عليه.
81- از ابوبکر رضی الله عنه روايت است که گفت:
من در غار متوجه پاهای مشرکين شدم که بالای سر ما ايستاده بودند. گفتم: يا رسول الله! اگر يکی از ايشان زير پايش را بنگرد، ما را خواهد ديد. رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: چه فکر می کنی بدو کسی که سوم شان خدا است؟
82 - التَّاسِع: عَنْ أُمِّ المُؤمِنِينَ أُمِّ سلَمَةَ ، واسمُهَا هِنْدُ بنْتُ أبي أُمَيَّةَ حُذَيْفةَ المخزومية رضي اللَّهُ عنها أن النبيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم كانَ إذَا خَرجَ مِنْ بيْتِهِ قال: « بسم اللَّهِ، توكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أعوذُ بِكَ أنْ أَضِلَّ أو أُضَل، أَوْ أَزِلَّ أوْ أُزل، أوْ أ
ظلِمَ أوْ أُظلَم، أوْ أَجْهَلَ أو يُجهَلَ عَلَيَّ » حديثٌ صحيحٌ رواه أبو داود والتِّرمذيُّ وَغيْرُهُمَا بِأسانِيدَ صحيحةٍ . قالَ التِّرْمذي: حديثٌ حسنٌ صحيح، وهذا لَفظُ أبي داود.
82- از ام المؤمنين ام سلمه رضی الله عنها روايت است:
چون پيامبر صلی الله عليه وسلم از خانه بيرون می آمد می فرمود: بسم اللَّهِ، توكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ، اللَّهُمَّ... بنام خدا توکل نمودم بر خدا، بار خدايا پناه می جويم به تو از اينکه گمراه کنم يا گمراه شوم، لغزش کنم يا ديگری را بلغزانم، ظلم کنم يا بر من ظلم شود، کار جاهلانهء انجام دهم و يا بر من انجام داده شود.
83 - الْعَاشِر: عنْ أنسٍ رضيَ اللَّهُ عنه قال: قال: رسولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ قَالَ يعنِي إذا خَرَج مِنْ بيْتِهِ: بِسْم اللَّهِ توكَّلْتُ عَلَى اللَّه، ولا حوْلَ ولا قُوةَ إلاَّ بِاللَّه، يقالُ لهُ هُديتَ وَكُفِيت و وُقِيتَ، وتنحَّى عنه الشَّيْطَانُ» رواه أبو داودَ والترمذيُّ، والنِّسائِيُّ وغيرُهمِ: وقال الترمذيُّ: حديثٌ حسنٌ، زاد أبو داود: « فيقول: يعْنِي الشَّيْطَانَ لِشَيْطانٍ آخر: كيْفَ لك بِرجُلٍ قَدْ هُدِيَ وَكُفي وَوُقِى»؟ .
83- از انس رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: کسی که هنگام بيرون آمدن از خانه اش بگويد: بِسْم اللَّهِ توكَّلْتُ عَلَى اللَّه، ولا حوْلَ ولا قُوةَ إلاَّ بِاللَّهِ. بنام خدا توکل و اعتماد کردم بر خدا، نيست گرديدنی از معصيت بسوی طاعت و نيست قوتی (برای انجام اعمال خير) مگر بتوفيق خدا. به او گفته می شود: هدايت شدی و کارهايت رو براه
شد و حفظ و وقايه گرديدی و شيطان از وی دور می شود.
ابو داود افزوده که: شيطان به شيطان ديگر می گويد: چه خواهی کرد با مردی که هدايت شده و کارهايش انجام گرديده و حفظ شده است؟84 - وَعنْ أنَسٍ رضي اللَّهُ عنه قال: كَان أخوانِ عَلَى عهْدِ النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، وكَانَ أَحدُهُما يأْتِي النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، والآخَرُ يحْتَرِف، فَشَكَا الْمُحْتَرِفُ أخَاهُ للنبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فقال: « لَعلَّكَ تُرْزَقُ بِهِ » رواه التِّرْمذيُّ بإسناد صحيح على شرط مسلم.
84- از انس رضی الله عنه روايت است که گفت:
در زمان پيامبر صلی الله عليه وسلم دو برادر بودند که يکی به حضور رسول الله صلی الله عليه وسلم می آمد و ديگری کار می کرد، برادری که کار می کرد از برادر
خويش بحضور رسول الله صلی الله عليه وسلم شکوه نمود. پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: شايد تو به خاطر برادرت روزی داده می شوی.