من فرزند دو خلیفه هستم نمونه چهارم
خلیفه هستم ». زیرا مادر ایشان – همان گونه که قبلا اشاره کردیم- ام کلثوم دختر علی و فاطمه ببود.
حاکم نیشابوری با ذکر نام راویان از جعفر بن محمد )امام صادق( از پدرش امام باقر روایت کرد ه
که: عمر بن خطاب .ر. از علی بن ابی طالب س، ام کلثوم را خواستگاری کرد و گفت: او را به نکاح من
در آور. علی .ر.در جواب گفت: من او را برای برادر زاده ام جعفر در نظر گرفته ام. عمر گفت: او را به نکاح
من در آور، زیرا به خدا سوگند طوری از او مواظبت میکنم که هیچ کس نتواند آن گونه از وی محافظت
نماید، پس علی .ر. دخترش را به نکاح عمر .ر. در آورد. عمر بعد از نکاح ام کلثوم نزد مهاجرین رفت و
گفت: چرا به من تبریک نمی گویید؟ گفتند: مگر چه شده ؟ گفت: با ام کلثوم دختر علی و فاطمه ، نوه
پیامبر ص ازدواج کردم. از پیامبر ص شنیدم که م یفرمود:
«کل نسب و سبب ینقطع یوم القیامة إلا ما کان من سببی و نسبی « » فاحببت ان یکون بینی و بین
رسول ا لله ص سبب و نسب ». )در روز قیامت جز خویشاوندی نسبی و سببی از طریق من، هرگونه
خویشاوندی نسبی و سببی دیگر قطع می شود(، و عمر می افزاید: )از این رو خواستم میان خود و خاندان
پیامبر ص خویشاوندی سببی و نسبی برقرار سازم(.
نتیجه این ازدواج دو فرزند به نام های زید و رقیه بود. لازم به ذکر است که زید در همان سنین
جوانی وفات یافت و زیاد عُمْر نکرد. حادثه ی مرگ ایشان بر اثر اختلافی بود که میان دو خانواد ه از
خانوده های عموهایش )بنی عدی( به وجود آمده بود، ایشان جهت صلح میان آنها بیرون رفته که ناگهان
ضربه ای نامعلوم به سرش می خورد، بعد از آن طولی نمی کشد که زید و مادرش در سال 45 هج. در یک
لحظه از دنیا می روند.
برادرش عبدالله بن عمر بر او نماز خواند و حسن و حسین )دایی های زید( نیز پشت سر او
)عبدالله ( بر او نماز گزاردند. 1
ر قیه دختر عمر و ام کلثوم نیز با شخصی از قبیله ی بنی عدی بنام ابراهیم بن نعیم بن نحام ازدواج
کرد. 2
-1 شرح حال زید بن عمر در کتاب: تاریخ دمشق نو شته ی ابن عساکر آمده است.
-2 شرح حال ابراهیم بن نحام در کتاب: الاصابه نوشته ی ابن حجر آمده است.

