27/1 ((اللَّهُمَّ بَاعِدْ بَيْنِيْ وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ نَقِّنِيْ مِنْ خَطَايَايَ كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْنِيْ مِنْ خَطَايَايَ بِالثَّلْجِ وَالْمَاِء وَالْبَرَدِ))[1].

(بار الها! بين من و خطاهاى من، همانند فاصله‏اى كه بين مشرق و مغرب انداخته‏اى، فاصله بيانداز، و مرا از خطاهايم پاك ساز، همانند لباس سفيدى كه از آلودگى پاك میشود. بار الها! خطاهاى مرا با برف و آب و تگرگ (ژاله) بشوى).

28/2 ((سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، وَتَبَارَكَ اسْمُكَ، وَتَعَالَى جَدُّكَ، وَلاَ إِلَهَ غَيْرُكَ))[2].

(بار الها! پاك و منزهى، و حمد از آنِ توست، و نامت با بركت است وقدرت و شكوه تو بسيار بالاست و هيچ معبودى بجز تو «بحق» وجود ندارد).

29/3 ((وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِيْ فَطَرَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيْفاً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِيْنَ، إِنَّ صَلاَتِيْ، وَنُسْكِيْ، وَمَحْيَايَ، وَمَمَاتِيْ، ِللهِ رَبِّ الْعَالَمِيْنَ، لاَ شَرِيْكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِيْنَ. اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِكُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَنْتَ رَبِّيْ وَأَنَا عَبْدُكَ، ظَلَمْتُ نَفْسِيْ وَاعْتَرَفْتُ بِذَنْبِيْ فَاغْفِرْ لِيْ ذُنُوْبِيْ جَمِيْعاً إِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوْبَ إِلاَّ أَنْتَ. وَاهْدِنِيْ ِلأَحْسَنِ الأَخْلاَقِ لاَ يَهْدِيْ ِلأَحْسَنِهَا إِلاَّ أَنْتَ، وَاصْرِفْ عَنِّيْ سَيِّئَهَا، لاَ يَصْرِفُ عَنِّيْ سَيِّئَهَا إِلاَّ أَنْتَ، لَبَّيْكَ وَسَعْدَيْكَ، وَالْخَيْرُ كُلُّهُ بِيَدَيْكَ، وَالشَّرُّ لَيْسَ إِلَيْكَ، أَنَا بِكَ وَإِلَيْكَ، تَبَارَكْتَ وَتَعَالَيْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوْبُ إِلَيْكَ))[3].

(من چهره‏ ام را به سوى ذاتى متوجه كرده‏ ام كه آسمان‏ها و زمين را آفريد، در حالى كه من از باطل روى گردان شده و به سوى حق آمده‏ ام، و از مشركان نيستم، نماز، عبادت، زندگى و مرگم از آنِ پروردگار جهانيان است كه شريكى ندارد، دستور يافته‏ ام كه چنين كنم، و من از فرمانبرداران مىباشم. پروردگارا! توئى پادشاه، بجز تو، معبودى «بحق» وجود ندارد. تو پروردگار من هستى و من بنده‏ ى توأم، بر خود ظلم كردم، و به گناهم اعتراف نمودم، همه‏ ى گناهانم را ببخشاى، همانا بجز تو كسى گناهانم را نمىآمرزد.

الهى! مرا به نيكوترين اخلاق و خصلت‏ها، رهنمون فرما، همانا بجز تو كسى نيست كه مرا بسوى آنها هدايت كند. الهى! خصلت‏هاى بد را از من دور بگردان، زيرا بجز تو كسى نيست كه آن‏ها را از من دور بگرداند. من در بارگاهت حاضرم، و براى اطاعتت آماده‏ ام، هرگونه خير و نيكى در اختيار توست، بدى را به سوى تو راهى نيست. الهى! من به لطف تو موجودم، و به سوى تو متوجه‏ ام، تو بسيار بابركت و برتر هستى، از تو آمرزش میخواهم، و در بارگاهت توبه میكنم).

30/4 ((اللَّهُمَّ رَبَّ جِبْرَائِيْلَ، وَمِيْكَائِيْلَ، وَإِسْرَافِيْلَ فَاطِرَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ، عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ، أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادَكَ فَيْمَا كَانُوْا فِيْهِ يَخْتَلِفُوْنَ، اهْدِنِيْ لِمَا اخْتُلِفَ فِيْهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ، إِنَّكَ تَهْدِيْ مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيْمٍ))[4].

(الهى! پروردگار جبرائيل و ميكائيل و اسرافيل، اى مبدع آسمان‏ها و زمين، و آگاه از دنياى پنهان از ديدگان، و مطلّع از جهان عيان، تـو در بين بندگانت در آن چـه كه در آن اختـلاف میورزند، حاكمى، مرا به آنچه كه از حقّ در آن اختلاف شده است، با اراده ‏ات هدايت كن، چرا كه تو هركس را كه بخواهى به راه راست هدايت میكنى).

31/5 ((اللهُ أَكْبَرُ كَبِيْراً، اللهُ أَكْبَرُ كَبِيْراً، اللهُ أَكْبَرُ كَبِيْراً، وَالْحَمْدُ ِللهِ كَثِيْراً، وَالْحَمْدُ ِللهِ كَثِيْراً، وَالْحَمْدُ ِللهِ كَثِيْراً، وَسُبْحَانَ اللهِ بُكْرَةً وَأَصِيْلاً)) ثلاثاً ((وَأَعُوْذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ: مِنْ نَفْخِهِ، وَنَفْثِهِ، وَهَمْزِهِ))[5].

(الله، برترين و بزرگترين است، همه‏ ى ستايشها به كثرت مخصوص اوست، من صبح و شام او را تسبيح میگويم) [سه بار] (به الله پناه مىبرم از غرور، سحر و وسوسه‏ ى شيطان).

32/6 ((اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ أَنْتَ نُوْرُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيْهِنَّ، وَلَكَ الْحَمْدُ أَنْتَ قَيِّمُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيْهِنَّ، [وَلَكَ الْحَمْدُ أَنْتَ رَبُّ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيْهِنَّ] [وَلَكَ الْحَمْدُ لَكَ مُلْكُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ فِيْهِنَّ] [وَلَكَ الْحَمْدُ أَنْتَ مُلِكُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ] [وَلَكَ الْحَمْدُ أَنْتَ الْحَقُّ وَوَعْدُكَ الْحَقُّ، وَقَوْلُكَ الْحَقُّ وَلِقَاؤُكَ الْحَقُّ، وَالْجَنَّةُ حَقٌّ وَالنَّارُ حَقٌّ، وَالنَّبِيُّوْنَ حَقٌّ، وَمُحَمَّدٌ ص حَقٌّ وَالسَّاعَةُ حَقٌّ] [اللَّهُمَّ لَكَ أَسْلَمْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَبِكَ آمَنْتُ، وَإِلَيْكَ أَنَبْتَُ، وَبِكَ خَاصَمْتُ، وَإِلَيْكَ حَاكَمْتُ، فَاغْفِرْ لِيْ مَا قَدَّمْتُ، وَمَا أَخَّرْتُ، وَمَا أَسْرَرْتُ، وَمَا أَعْلَنْتُ] [أَنْتَ الْمُقَدِّمُ، وَأَنْتَ الْمُؤَخِّرُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ] [ أَنْتَ إِلَهِيْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ]))[6].

(بار الها! حمد از آنِ تو است، تو نور آسمان‏ها و زمين، و آنچه كه در ما بين آنهاست، هستى. حمد از آنِ تو است، تو سرپرست آسمان‏ها و زمينى، و آنچه كه در بين آنهاست. [و حمد از آنِ تو است، تو پروردگار آسمان‏ها و زمين و آنچه كه در بين آنهاست، هستى]. [و حمد از آنِ تو است، تو پادشاه آسمان‏ها و زمين هستى]. [و حمد از آنِ توست] [تو حقّى، وعده، گفتار، لقاء، بهشت، آتش، پيامبران، محمد صلى الله عليه وسلم-، و روز قيامت حقّ هستند] [پروردگارا! من تسليم توأم، و بر تو توكّل نمودم، و به تو ايمان آوردم، و به سوى تو برگشتم، و بخاطر تو دشمنى ورزيدم، و حاكميت از آنِ تو است، و گناهانى را كه پيش از مرگ فرستاده ‏ام و آنچه را كه بعد از مرگ، خواهند آمد، و آنچه را كه پنهان نموده‏ ام، و آنچه را كه آشكار ساخته ‏ام، ببخشاى، تقديم و تأخير بدست تو است، و هيچ معبودى بجز تو «بحق» وجود ندارد]).

 


[1] البخاري 1/181، ومسلم 1/419.

[2] أصحاب السنن الأربعه، ونگا: صحيح الترمذي 1/77، وصحيح ابن ماجه 1/135.

[3] مسلم1/534.

[4] مسلم1/534.

[5] أبو داود 1/203، وابن ماجه 1/265، وأحمد 4/85، و مسلم از ابن عمر -رضي الله عنهما- به اين صورت و در ضمن قصه ‏ى روايت شده است 1/420.

[6] البخاري مع الفتح 3/3 و11/116 و 13/ 371، 423، 465 ومسلم همانند آن به صورت اختصار روايت نموده است 1/532.