1020- وعن أَبي هريرة رضي اللَّه عنه قال: وكَّلَني رسولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم بحِفْظِ زَكَاةِ رمضان، فَأَتَاني آت، فَجعل يحْثُو مِنَ الطَّعام، فَأخَذْتُهُ فقُلت: لأرَفَعَنَّك إِلى رسُول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، قال: إِنِّي مُحتَاج، وعليَّ عَيال، وبي حاجةٌ شديدَة. ، فَخَلَّيْتُ عنْه، فَأَصْبحْت، فَقَال رسُولُ اللَّهِ صلَّى اللَّهُ علَيْهِ وآلهِ وسَلَّم: « يا أَبا هُريرة، ما فَعلَ أَسِيرُكَ الْبارِحة؟ » قُلْت: يا رسُول اللَّهِ شَكَا حَاجَةً وعِيَالا، فَرحِمْتُه، فَخَلَّيْتُ سبِيلَهُ. فقال: « أَما إِنَّهُ قَدْ كَذَبك وسيعُودُ » فَعرفْتُ أَنَّهُ سيعُودُ لِقَوْلِ رسُولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فَرصدْتُه. فَجَاءَ يحثُو مِنَ الطَّعام، فَقُلْت: لأَرْفَعنَّكَ إِلى رسولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، قال: دعْني فَإِنِّي مُحْتاج، وعلَيَّ عِيالٌ لا أَعُود، فرحِمْتُهُ وَخَلَّيتُ سبِيلَه، فَأَصبحتُ فَقَال لي رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « يَا أَبا هُريْرة، ما فَعل أَسِيرُكَ الْبارِحة؟ » قُلْت: يا رسُول اللَّهِ شَكَا حاجةً وَعِيالاً فَرحِمْتُه، وَخَلَّيتُ سبِيلَه، فَقَال: « إِنَّهُ قَدْ كَذَبكَ وسيَعُودُ » .  فرصدْتُهُ الثَّالِثَة. فَجاءَ يحْثُو مِنَ الطَّعام، فَأَخَذْته، فقلت: لأَرْفَعنَّك إِلى رسولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وهذا آخِرُ ثَلاثٍ مرات أَنَّكَ لا تَزْعُمُ أَنَّكَ تَعُود، ثُمَّ تَعُودُ، فقال: دعْني فَإِنِّي أُعلِّمُكَ كَلِماتٍ ينْفَعُكَ اللَّه بهَا، قلت: ما هُن؟ قال: إِذا أَويْتَ إِلى فِراشِكَ فَاقْرأْ آيةَ الْكُرسِي، فَإِنَّهُ لَن يزَالَ عليْكَ مِنَ اللَّهِ حافِظ، ولا يقْربُكَ شيْطَانٌ حتَّى تُصْبِح، فَخَلَّيْتُ سبِيلَهُ فَأَصْبحْت، فقَالَ لي رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « ما فَعلَ أَسِيرُكَ الْبارِحة؟ » فقُلت: يا رَسُول اللَّهِ زَعم أَنَّهُ يُعلِّمُني كَلِماتٍ ينْفَعُني اللَّه بهَا، فَخَلَّيْتُ سبِيلَه. قال: « مَا هِيَ ؟ » قلت: قال لي: إِذا أَويْتَ إِلى فِراشِكَ فَاقرَأْ ايةَ الْكُرْسيِّ مِنْ أَوَّلها حَتَّى تَخْتِمَ الآية:  { اللَّه لا إِلهَ إِلاَّ هُو الحيُّ الْقَيُّومُ } وقال لي: لا يَزَال علَيْكَ مِنَ اللَّهِ حَافِظ، وَلَنْ يقْربَكَ شَيْطَانٌ حَتَّى تُصْبِح. فقال النَّبِيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « أَمَا إِنَّه قَدْ صَدقكَ وَهُو كَذوب،تَعْلَم مَنْ تُخَاطِبُ مُنْذ ثَلاثٍ يا أَبا هُريْرَة؟ » قلت: لا، قال: «ذَاكَ شَيْطَانٌ » رواه البخاري.

 

1020- از ابو هريره رضی الله عنه روايت شده که گفت:

رسول الله صلی الله عليه وسلم مرا وظيفه داد که زکات رمضان (صدقهء فطر) را نگه دارم. شخصی نزدم آمده و شروع به چنگ زدن طعام نمود و من او را گرفتم و گفتم: حتماً ترا خدمت رسول الله صلی الله عليه وسلم می برم.

گفت: محتاجم و عيالمند و سخت نيازمند می باشم. من هم او را رها کردم. چون صبح نمودم رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: ای ابو هريره! اسير تو ديشب چه کار کرد؟

گفتم: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم از نيازمندی شديد وعيالمندی شکايت نمود و دلم بحالش سوخته و او را رها کردم.

فرمود: با خبر باش که او به تو دروغ گفته و باز خواهد گشت و دانستم که او طبق فرمودهء رسول الله صلی الله عليه وسلم باز خواهد گشت و انتظارش را کشيدم باز آمده وشروع به چنگ زدن طعام نمود و گفتم: حتماً ترا خدمت رسول الله صلی الله عليه وسلم می برم!

گفت: مرا بگذار، زيرا من محتاج و عيالمندم و باز نمی گردم. بر او رحم نموده و رهايش کردم و صبح نمودم باز رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: ای ابو هريره! اسيرت چکار کرد؟

گفتم: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم از نيازمندی و عيال داری شکوه نمود و من هم او را رحم کرده و رهايش نمودم.

فرمود: او به تو دروغ گفته و باز خواهد گشت و من برای بار سوم انتظارش را  کشيدم! باز آمده و از طعام چنگ می زد و من او را گرفته و گفتم: حتماً ترا خدمت رسول الله صلی الله عليه وسلم خواهم برد و اين آخرين سه بار است. تو گفتی که باز نگردی و باز گشتی.

گفت: مرا بگذار! همانا من به تو کلماتی می آموزم که خدای متعال بوسيلهء آن به تو فايده رساند.

گفتم: آنها کدام اند؟

گفت: چون در بسترت قرار گرفتی، آيت الکرسی را بخوان، زيرا از سوی الله حافظی بشکلی مستمر تا صبح با تو بوده و شيطانی بتو نزديک نمی شود و من او را رها نمودم.

چون صبح نمودم، رسول الله صلی الله عليه وسلم بمن فرمود: اسيرت ديشب چه کرد؟

گفتم: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم تصور می کرد که او به من کلماتی ياد می دهد که خدای متعال بدان مرا نفع می رساند.

فرمود: آن چيست؟

گفتم: بمن گفت چون به بسترت در آمدی آيت الکرسی را از اول آن بخوان تا آيه را ختم کنی: { اللَّه لا إِلهَ إِلاَّ هُو الحيُّ الْقَيُّومُ } و بمن گفت: که از جانب خدای تعالی بر تو حافظی مقرر می گردد تا صبح کنی و هيچ شيطانی بتو نزديک نمی شود، پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: آگاه شو که او بتو راست گفته، ولی او بسيار دروغگو است.

آيا می دانی که از سه شب به اين طرف با کی خطاب می کرده ای، ابو هريره؟

گفتم: نه

فرمود: آن شيطان است.

 

1021- وعن أَبي الدَّرْدِاءِ رَضِي اللَّه عنْه أَنَّ رسُول اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «منْ حفِظَ عشْر آيَاتٍ مِنْ أَوَّلِ سُورةِ الْكَهْف، عُصمَ منَ الدَّجَّالِ » . وفي رواية: « مِنْ آخِرِ سُورةِ الكهْف» رواه مسلم.

 

1021- از ابو دارداء رضی الله عنه روايت شده که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: کسيکه ده آيه از اول سورهء کهف را حفظ کند، از دجال محفوظ و مصئون می ماند.

و در روايتی: از آخر سورهء کهف آمده.

 

1022- وعَنِ ابْنِ عبَّاسٍ رضِي اللَّه عنْهُما قَال: بيْنَما جِبْرِيلُ عليهِ السَّلام قاعِدٌ عِندَ النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم سَمِعَ نَقِيضًا مِنْ فَوْقِه، فَرَفَعَ رَأْسَه فَقَال: هذا باب مِنَ السَّمَاءِ فُتِحَ اليَوْمَ ولَمْ يُفْتَح قَطُّ إِلاَّ اليَوْم، فَنَزَلَ مِنه مَلكٌ فقال: هذا مَلَكٌ نَزَلَ إِلى الأَرْضِ لم يَنْزِلْ قَطُّ إِلاَّ اليَوْمَ فَسَلَّمَ وقال: أَبشِرْ بِنورَينِ أُوتِيتَهُمَا، لَمْ يُؤْتَهُمَا نَبِيٌّ قَبلَك: فَاتحةِ الكتاب،وخَواتِيم سُورَةِ البَقَرة، لَن تَقرأَ بحرْفٍ منها إِلاَّ أُعْطِيتَه » رواه مسلم.

 

1022- از ابن عباس رضی الله عنهما روايت شده که گفت:

در اثنائيکه جبريل عليه السلام در نزد پيامبر صلی الله عليه وسلم بود، از بالای سرش صدايی را شنيده و سرش را بالا نموده و گفت: اين دری از آسمان است که امروز باز شده و جز امروز هرگز باز نشده و از آن فرشته ای فرود آمد، و گفت: اين فرشته ايست که به زمين فرود آمد و هر گز جز امروز فرود نيامده، پس سلام کرده و فرمود: شاد باش به دو نوری که برايت داده شده و به پيامبری پيش از تو داده نشده است: فاتحة الکتاب و آيات آخر سورهء بقره، هيچ حرفی از آن را نمی خوانی، مگر اينکه آن را داده می شوی.