دستي خوم كه سوتو الله نوسراده ستم به بو خاري ئاوي سه ما وه ر سوتا و الله ده ر هاتده ستيكي سوتاوشب

 

شب دیر وقت بود رفتم چای بخورم سماورداشت می جوشید معمولا سرسماورراباید با دودست بلندکرد من با دست راستم سر سماوررا بلند کردم درهمین حال سرسماور چرخید من هم ازترس اینکه بادستم  برخورد نکند دستم را بالابردم درهمین حال بخار آب سماور دستم را سوزاند فردا که بیدارشدم  متوجه سوختن دستم شدم دیدم به شکل {الله }جل جلاله درآمده.به اسرار خانواده ام از دستم عکس گرفتم